
افتادگي آموز اگر طالب فيضي هرگزنخورد آب زميني كه بلند است
Ú©Ùx8fÙx80دÙx90Ùx82Ùx81Ùx84Ùx90 رآست Ú©Ùx84Ûx8cÙx80Ùx80Ú©
کدÙx87Ùx80Ùx80Ø¢Ûx92 Ùx85Ùx87سÙx80Ùx80Ùx80Ø¢Ûx8cÛx92 ÂÚ©Ùx8fÙx80دÙx87Ùx80Ùx80Ø¢Ûx8cÙx90 Ùx85Ùx80Ùx80Ùx88سÙx90 Ùx85Ùx87سÙx80Ùx80Ø¢Ûx8cÛx8c
-->-->-->-->-->-->-->-->-->-->Ùx87داÛx8cÙx80Ùx80ت بÙx80Ùx87 بÙx80Ùx80Ø¢Ùx84Ø¢
< /BlogLinks>ارساÙx84 Ùx84Ûx8cÙx86Ú© Read more: http://learn.niloblog.com/#ixzz2DhoIRpFOکتاب قدرت فکر در دو جلد **کتاب کاربرد هوش و فکر**کتاب تقویت و تمرکز فکر
کتاب قدرت پول****کتاب غیرممکن ممکن است***کتاب روح و آرامش درون
کتاب عشق نیروی برتر***کتاب در مکتب عشق***کتاب نیروی تخیل مثبت
کتاب راهنمای سرنوشت**کتاب رمز توانگری و راز قدرت**کتاب هفت معجزه عشق
کتاب کجا می روی آسمان در خود توست
برچسب:
نویسنده: پانی
جادوگر قبيله
جادوگر قبيله و پزشك دهكده سياه پوستان زماني در نفرين خود موفق مي شوند كه بوميان به قدرت نابود كننده وي ايمان آورده و زير بار تلقين وي تسليم شده باشند.
( امروز روز خداست . من شادي و موفقيت و سعادت و آرامش خيال را انتخاب مي كنم . سايه خداوند امروز بر سر من است وهر كاري كه مي كنم با خير و بركت همراه خواهد بود .هر بار كه افكارم پريشان مي شود از نو دقت خود را بر لطف و مهر پروردگارم متمركز مي كنم و مي دانم كه لطف او شامل حالم خواهد بود . من يك مغناطيس وآهن رباي روحي هستم و هر چه را كه خوب و آسماني است به سوي خود جلب مي كنم . )
در حين گفتگو با ضمير باطن بايد با يقين با او صحبت كرد و در آخر از او به خاطر اين كار سپاسگذاري نمود و در حين خواب كلمه اي را كه مهم مي داني و در ارتباط با موضوع تكرار كنيد .
ضمير باطن شخص ايده ها و پاسخ ها و تعريف ها را با مكاشفه باطني بر وي معلوم و مشخص مي كندو اين امر بر پايه تمركز و دقت و توجه او بر روي موضوع مورد علاقه وي انجام مي گيرد .
دكتر كيمبي روانشناس آمريكايي اظهار داشت كه انسان قادر است با بهره گيري از استعدادهاي روحي خويش در نقاط ديگر و هر جايي كه مايل است ظاهر شود . از نظر وي بعد چهارم يا جسم اثيري آدمي همانند كالبد وي حقيقي مي باشد .
دكتر كيمبي قاطعانه در سال 1847 اظهار داشته بود كه من قادرم جسم خود را متمركز سازم و در هر جا كه مايلم ظاهر شوم . او واقعا بارها با استفاده از بعد چهارم وجود خود اين كار را كرد و مدعي بود كه ما مي توانيم در صورت تمايل اين استعداد خود را به كار بگيريم و به سفر هاي دور و نزديك روحي برويم زيرا ما موجوداتي هستيم كه از قيد زمان و مكان و فضا آزاد هستيم .
پاسخ هاي خود را در روياهايمان جستجو كنيم
رويا چيست ؟ رويا ها نمايش و تجلي ضمير باطن است و به همين علتكاملا شخصي و فردي است .
و حتي حيوانات هم خواب مي بينند . حدود يك سوم عمر ما در خواب مي گذرد و در حين خوابيدن زندگي رويايي به نسبت زيادي فعال مي شود .
( هوش و خرد بيكران من جايگاه واقعي مرا در زندگي برايم معلومخواهد كرد و من در آن مقام قادر خواهم شد به بهترين وجه خود را نشان دهم و به مدارج عالي برسم و شرافتمندانه درآمدي مكفي كسب كنم . من همين الان جوابم را دريافت مي كنم و به خواب آرام مي روم .)
هيچ مانعي بر سر راه گشودن روياي قلبي شما وجود ندارد مگر اينكه خود آن را خواسته و درنگ وترديد و ياس و نوميدي را خود به دل راه داده باشيد . هيچ عاملي قادر نيست با نيروي شگفت انگيز درون و قدرت عقل و فكر شما به مقابله بپردازد و در برابر آن قرار گيرد
پس از آرام سازي تن و جان خود در هنگام خواب از ضمير باطن بخواهيم تا عقل و خرد را به ياري مان بفرستد و مشكل را حل نمايد.
بهترين زمان براي بهره گيري از نيروي باطن براي جواب گرفتن از ايده ها و دريافت الهامات لحظات قبل از خواب است .سخنان را با لحني آرام و شمرده بيان كنيد ولي با چنان ايماني كه مطمئن شويد ضميرتان پاسخ لازم را خواهد داد.
( مي دانم كه ضميرم از همه چيز آگاه است و خوشبختي و آرامش وآسودگي مرا مي خواهد و جوابي را كه مي خواهم در مورد آن مسئله بر من فاش خواهد كرد .) سپس با يك كلمه و تنها با همين كلمه ( جواب ) به خواب برويد و هيچ فكر ديگري به سر راه ندهيد.
اين تكنيك را به همين ترتيب در روز و به هنگام بيداري نيز مي توانيد اجرا كنيد . جسم و روح خود را آماده سازيد و به مكاني خلوت برويد و با خود تنها شويد و چشمانتان را ببنديد و ايمان بياوريدكه همه چيز را مي داند و شعوري بيكران دارد و از نيروي شگرف بر خوردار است كه همه چيز رامي بيند و از هر موضوعي اگاه است به هيچ چيز به جز همان قضيه اي كه فكرتان را به خود مشغول ساخته نينديشيد.
تجربه دكتر مورفي
تجربه دكتر مورفي در مورد زني كه شوهرش را گم كرده بود . به ضمير باطنم سپردم : ( هوش بيكرانم مي داند كه خانم . . . . در كجا مخفي شده . مي خواهم محل كار او را به من نشان بدهي و او طبق قانون الاهي و نظم آسماني با من تماس بگيرد . خداوند دانا و توانا است .) و در نهايت تعجب دكتر مورفي به خواب آن زن آمد و سراسيمه به وي مراجعه كرد در حالي كه دكتر هيچ وقت آن زن را نديده بود .
ضمير باطن تلقين پذير است
ضمير باطن تلقين پذير است و بر اساس تلقيني كه به آن مي شود خواه درست يا غلط واكنش نشان مي دهد به عنوان مثال پيش از خواب رفتن مي توانيد به خود تلقين كنيد كه امشب خواب دريايي را خواهم ديد و آن را پيش چشمانتان مجسم نمايد .يقينا همان شب به نحوي دريايي را به صورت رويا خواهيد ديد و ضمير باطن منظره دل انگيزي برايتان به تصوير خواهد كشيد.
ارتباط با نيروي روح و روان
واژه دعا : درخواست و تمناي خالصانه و از سر ايمان قلبي و يگانگي روحي و معنوي با پروردگار متعال. . . . . دانشمندان و متفكران دوران ما خداوند را به صورت هوش و خرد بيكران نهان در ضمير باطن مي دانند و وجود هر انسان را از قدرت خداوند سرشار مي دانند . پروردگاري كه روح است و شكل و شمايل و زمان و مكان نمي شناسد و جاويدان و ابدي است و همان روح در كالبد هر بنده اي نيز حضور دارد .
پس بدانيد كه آفريدگار در فكر و انديشه و احساس و خيال ما حي و حاضر است و قسمت نامرئي وجود ما را شكل مي دهد . و اصل حيات و هستي است و عشق نامتناهي و اعتدال مطلق و هوش بيكران است .
پروردگار مي فرمايد : پيش از آن كه مرا بخوانند من جوابشان را مي دهم و هنگاميكه به سخن درآيند من گفته هايشان را مي شنوم .
خالقي كه كائنات و گيتي و آدميان و جانورا ن را خلق كرده و ميليون ها ستاره و كهكشان را به وجود آورده چگونه ممكن است اشرف مخلوقات و انسان انديشمند خود را از هوش بيكران خود بي نصيب ساخته باشد ؟ ضمير باطن ما پاسخ هر مسئله و موضوعي را مي داند زيرا براي اين استعداد شگرف و بي همتا ( ضمير باطن ) هرگز معماي پيچيده و مشكلي وجود نداشته است .
تشبيه كساني كه از نيروي شگرف و بي پايان ضمير باطن خويش بي خبرند همانند انسان بدوي است كه اگر او را به خانه خود بياوريد و يك هفته تنها در خانه بماند به علت جهلي كه در استفاده از وسايل امروزي دارد جانش را از دست مي دهد .
( اگر مي خواهيد تصميمتان عملي شود آن را با سماجت باور كنيد و بدان ايمان داشته باشيد . )
امرسون
امرسون دانشمند آمريكايي گفته است : بخت و اقبال در هيچ تصادف و اتفاقي دخالت ندارد و همه چيز طبق نظمي معين صورت مي گيرد يعني اگر خواسته و دعاي ما مستجاب شود اجابت آن به علت قوانين فكر و روح ما بوده است خواه از آن آگاه بوده ايم يا نبوده ايم .
تمام صفات و محسنات و قدرت ها و خصلت هايي كه به خدوند نسبت داده مي شود در اعماق ضمير انسان وجود دارد و در هر لحظه مي توان اين عقل و هوش ذاتي و روح جهاني و اصل هستي و فكر برتر را صدا زد و احضار كرد و ياري خواست.
مهم نيست كه اينك در جستجوي چه هستيد مهم آن است كه هر چه مي خواهيد در باطن و درون شماست و منتظر است تا صدايش بزنيد و احضارش كنيد و به شناخت و معرفت آن نائل شويد .
صلح و صفا و شادي و عشق و ثروت و بركت و شفا و تندرستي از هم اكنون در دسترس شماست و راه حل هر مشكلي كه داريد هم اكنون زير نور خورشيد قرار گرفته و نوري بر آن تابانده شده تا قادر به يافتن و تشخيص آن بشويد . ايده هاي خلاقه فكر با امواجي بي پايان و بيكران در ذهن و ضميرتان به صورت چشمه اي جوشان جريان دارد . و در اين ميان تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه آن را طلب كنيد و احضار نماييد و احساس كنيد و ايمان بياوريد كه پاسخ مطلوب نزد شماست و هميشه راه حلي وجود دارد و در صورتي كه بخواهيد آن را خواهيد يافت.
وقتي كه با ناله و زاري التماس مي كنيد و چيزي از خدا مي خواهيد اينموضوع را قبول كرده ايد كه هنوز نمي دانيد چه مي خواهيد و در نتيجه احساس نداشتن و كمبود بيش از پيش تنگنا و محدوديت و استيصال و نكبت را به همراه مي آورد . خداي كه با لحني ملتمسانه و با گريه و زاري به سويش روي مي آوريد از پيش همه چيز را به شما عطا كرده است و آن ( نيروي بيكران ضمير باطن ) است .شكر پروردگار را به جاي آوريد و از اينكه به اين نكته آگاه شديد احساس شادماني و شعف كنيد تا ضمير باطن نيز در اين آرامش بتواند جواب معما و مشكل را بيايد و وارد ذهنتان سازد .
نعمت هاي الهي از ازل در اختيارتان قرار داده شده تا از خير و بركت آن برخوردار شويد و از درونتان بخواهيد.
( مي دانم و قبول مي كنم كه نيروي شفا دهنده نامتناهي وجود من كه مرا آفريده مي تواند از نو به من شفا ببخشد و من شادابي و سر زندگي خود را از هم اكنون طلب مي كنم . هوش و خرد بيكرانم بر در قلبم مي زند و خاطر نشانم مي سازد كه جواب و راه حل در وجود خود من است . روح و فكرم آغوش گشوده و پذيراي عقل و دانايي نامتناهي است . براي راه حلي كه به ذهنم مي رسد و من آن را به روشني مي بينم خدا را شكر مي كنم .)
زماني مي توان ادعا كرد از شخصيتي پولادين و جذاب بر خورداريم كه از قانون فكر و روح بهره مند شده باشيم.
خداوند هنگامي با شما يگانه و صميمي خواهد شد كه شما نيز به طور منظم و مداوم روح خود را از عشق و مهر و شادماني و آرامش او سرشار نماييد. و اين صفات را در بيرون به نمايش بگذاريد و متجلي سازيد . پروردگار عشق است و بهترين كاري كه مي توانيد انجام دهيد اين است كه از التماس و زاري به سوي او دست برداريد چرا كه هر چهمي خواستيد از قبل دراختيارتان نهاده و بايد آن را با يقين بخواهيد .
( اي خداي بزرگ بگذار روح من دور از هياهوي افكار دنيوي در زير بالهاي تو پناه گيرد و بگذار قلبم اين درياي ناآرام امواج در تو آرام گيرد .)
اگر خداي خود را در افلاك و آسمانها و دور از دسترس خود نشانده ايديقينا براي رسيدن به او راهي دراز و پيچ در پيچ بايد بپيماييد حال آنكه خدا هميشه حاضر است و در هستي و وجود شماست.
ايمان چيست
ايمان چيست ؟ نوعي ارتباط روحي و طرز تفكر و روش انديشيدن . ايمان استعدادي است باطني كه هر چه را حقيقي بشمارد بر ضمير باطن ثبت مي كند . و هر چه را كه بتوان در اعماق ضمير ثبت نمود خواه ايده باشد يا هدف و مقصود همان را در بيرون متظاهر و آشكار مي سازد
در واقع ايمان : روش و شيوه تفكر و نحوه باور و اعتقاد و قبول و پذيرشروحي و فكري است . يك شيميدان به قوانين شيمي ايمان و اعتقاد دارد و يك كشاورز به قوانين زراعت . . . و انسان هم بايد بياموزد كه به قوانين روح و فكر ايمان بياورد و اين را از عملكرد ضمير باطن و ضمير روشن خود ياد بگيريد و ارتباط و كار برد اين دو مرحله را بفهمد و تشخيص دهد .
اعتقاد داشتن و باور داشتن يعني : قبول آن چيز به عنوان حقيقت است و باور داشتن در واقع زنده نگه داشتن آن فكر و ايده در ذهن است
براي رسيدن به خواسته ها و آرزو ها بايد هميشه ارتباط روحي را با ضمير باطن فعال نگه داريد تا سپيده بخت و اقبالتان بدمد و سايه هاي سياه از زندگيتان پراكنده شوند.
( مي دانم كه هوش و خرد ضميرم راه هاي مختلفي دارد تا خواسته هاي مرا عملي سازد . راه هاي كه فكر و هوش من از آن آگاه نيست . من اين عقل متعالي را در خويش پيدا مي كنم و با تكيه بر نيروي شفا دهنده وجودم بار ديگر سلامتي خود را به دست خواهم آورد .)
( اي آفريدگار گيتي مي بينم كه همه چيز در اطراف من تغيير مي كند و از بين مي رود جز تو كه پايدار مي ماني . پس با من بمان .)
منبع و كانون قدرت روح
هنگامي كه دست به دعا بر مي داريد دلهره ها و تشويش ها و نگراني ها ي خود را با آن در نيا ميزيد . بهتر است حالت تمركزي براي خود ايجاد كنيد كه هيچ فكر منفي در آن راه نيابد . تمامي دقت خود را متوجه راه حل مشكل تان سازيد و بدانيد كه جواب معما و مساله به طريقي خود را نشان مي دهد به طوري كه خود تا آن زمان به فكرتان خطور نكرده بود .مثبت انديش باشيد وقتي كه دچار ترس و اضطراب مي شويد با ياد خدا آن را از سر دور كنيد .
خود را به آفريدگار خويش بسپاريد تا گذرگاه خير و بركت و نعمت او بشويد و كمال و دانايي و زيبايي و عشق و آرامش و رفتار نيك داشته باشيد . اگر به اين طرز انديشيدن عادت كنيد تمام درها به رويتان باز خواهد شد .پايتان را از روي شلنگي كه با آن گلها را آب مي دهيد برداريد تا آب زلال و حيات بخش زندگيتان را شاداب و پر بار و با طراوت سازد.
بعد چهارم حيات
بعد چهارم حيات : مكاني است كه ما هر شب پس ازبه خواب رفتن در آن ديار به سير و سفر مي پردازيم
رهاسازي نيروهاي درون
( جويبار آرام ملكوت در من جاري است و عشق پروردگارم روح و جان مرا در خود مي گيرد . روحم لبريز از آرامش و صفا و سكون و تعادل است . پروردگار در همه جا راهنماي من است و پيوسته در انتظار بهترين ها هستم . خدا را در اوج هستي و حياتم مي بينم و مي دانم كه خداوند به ما روحيه ترس و تشويش و اضطراب نداده و آنچه عطا كرده عشق و قدرت و روح آرام بوده است.)
جادوي ايمان ( فرشته نگهبان يا عقل و خرد و شعور باطن )
به فرشته نگهبان وجودتان ايمان بياوريد تا در تمام مراحل زندگي ياريتان مي كند اين فرشته همان هوش و خرد ضمير باطن شماست و ايمان بياوريد كه عشق و مهر پروردگار هستي شما را در بر گرفته و جسم و روح تان را زير پوشش خود قرار داده است و از آنها محافظت مي كند .
اين نكته را هيچ گاه از خاطر نبرد كه شما سن و سال و يا موي سپيد خود را در معرض فروش نگذاشته ايد .شما داريد استعداد و قابليت و كفايت و تجربه خود را كه طي سالهاي متمادي جمع آوري كرده ايد مي فروشيد .
سن وسال و گذشت عمر پرواز سال و ماه نيست
سن وسال و گذشت عمر پرواز سال و ماه نيست : بلكه سپيده دم عقل و دانايي است .
آب هاي يك اقيانوس قادر به غرق حتي يك قايق كوچك هم نخواهند بود مگر اينكه آب درون آن نفوذ كرده باشد . بر همين قياس مشكلات و دشواري ها و مسائل و چالش ها زماني مي توانند سفينه و قايق وجود انسان را غرق كنند كه خود آن را خواسته و به درون راه داده باشيم .
اين تمرين را براي اجراي درست تصميم هاي خود به كار ببريد :
من مي دانم كه شعور و هوش و ادراك ضمير باطنم در درون من فعال است و هر چه را كه بخواهم بدانم آن را بر من معلوم مي كند . هوش بيكران و عقل و خرد بي پايان شعور باطن و ضميرم تصميم هاي مرا مي سازند و سامان مي دهند و حاصل آن درست كرداري و درست رفتاري و خواست و نيت صحيح در زندگيم مي باشد . من عقل استدلالي را مي شناسم و از آن پيروي مي كنم . محال است كه از هدف دور شوم .پاسخ مشكل و مساله خود را به رو شني و وضوح مي بينم و به خاطر شادماني و دعا و خواستم كه مستجاب شده شكر گذار خداوند هستم .
آرام باش و بدان كه من خداي تو هستم ( از انجيل )
شگفتي هاي ضمير باطن
خانمي كه با بكار بستن تمرين هاي اين كتاب ( قدرت ذهن . نوشته دكتر مورفي ) توانسته بود بيماري چشمان خود را كه در حال نابينا شدن بود شفا دهد و اين تمرينات را به مدت پنج ماه ادامه داد و با ارسال نامه اي از دكتر مورفي تشكر كرده بود .
دعايي كه اين خانم به كار برده بود چنين است :
( روح آفريننده اي كه پيكر و جسم مرا ساخته هم اينك چشم هايم را از نو مي سازد . نيروي شفا بخش وجود مي داند چگونه درمانم نمايد و شفا ببخشد و بر اساس طرح آسماني و خدايي هر سلول كالبد مرا از نومي سازد . صداي پزشكانم را مي شنوم و آنها را مي بينم كه سلامتي كامل چشمهايم را مژده مي دهند و من اين تصوير را از هم اكنون در خاطر و ضميرم حفظ مي كنم و آن را به وضوح مي بينم و صدايشان را مي شنوم كه با خوشحالي مي گويند : تو خوب شده اي و اين يك معجزه است مي دانم كه اين نقش سازنده در اعماق ضمير باطنم جاي مي گيرد تا رشد و گسترش پيدا كند و شكوفا شود و مي دانم كه نيروي شفا دهنده حيات و هستي با وجود مدارك و شواهد بافت ها و عضلات چشم هايم را دوباره مي سازد و زنده مي شوند . من اين را حس مي كنم . به آن ايمان دارم و با هدف خود ( سلامتي كامل ) همنوا و يكي مي شوم .
چيزي كه اين خانم را به اين نتيجه شگرف رسانده . . . . 1- ايمان و اعتقاد به قدرت درمان كننده درونش 2- پشتكار و تكرار مداوم تلقين ها به ذهن و ضمير باطن
چگونه نيروهاي دروني مي توانند زندگي انسان را تغيير دهند ؟
پيش از آن كه به خواب برويد توجه كامل خود را بر مشكل و مسئله اي كه داريد متمركز نماييد و يقيين داشته باشيد كه پاسخ آن در روياهايتان ظاهر خواهد شد و يا به نوعي ديگر جواب را دريافت خواهيد كرد .
(جسمم در اين جا و در اين مكان است ولي فكر و روحم و احساسم با آفريدگاري است
كه در خانهء تن و هستي من منزل دارد . پروردگار راهنما و مشاور و حامي من است آرامش و صفاي خدا روحم رادر خود مي گيرد و من در خانه خود در پناه او قرار دارم و از اين به بعد براي هيچ تنابنده اي هيچ قدرتي قائل نمي شوم و افكار منفي ديگران در من اثري ندارد چون خدا را با خود دارم .)
ما نبايد هيچ فرد و هيچ موقعيت و حادثه و رخدادي را چنان عمده كنيم و مهم و مقتدرش بشماريم كه خود مرعوب و مجذوب آن گرديم بلكه بايد تمام نگاه ما معطوف آفريدگاري باشد كه در هستي و درون ما است : روح زنده و مقتدري كه از هر نيروي عظيم تر است .
هر پايان مي تواند آغازي ديگر باشد
هيچ موقعيت و وضعيتي به خودي خود نوميد كننده نيست . وقتي كه عزيزي از دست مي رود اين موضوع را بايد فهميد كه هر پاياني به آغاز مي رسد بنابراين با تولد دوباره آن عزيز از دست داده مي توان بار اندوه خود را سبك كرد چرا كه او به بارگاه ملكوتي پيوسته و از آنجا وارد بعد چهارم حيات گشته و جامه اي نو بر تن كرده و كالبدي تازه يافته است . پس به آنچه احتياج دارد دعاي خير بازماندگان و طلب آرامش و شادي روح است .
ضمير و شعور آدمي به هر سوالي پاسخ مي دهد . به شرط آنكه پرسش خود را بدون ترس و ترديد و با اطمينان كامل مطرح سازيد كه در اين صورت جواب مناسب با نظم آسماني و از طريق عشق الاهي به ذهن خواهد رسيد و به دنبال كارهاي ديگر خود برويد و مطمئن باشيد جواب را در زماني كه انتظار رسيدن آن را نداشتيد دريافت خواهيد كرد.
روزي چند بار به مكاني آرام برويد و به مدت چند دقيقه اين كلمات معجزه بخش را تكرار كنيد :
( من در دايره عشق و محبت پروردگارم قرار دارم و رايحه هستي بخش آفريدگارم مرا در بر گرفته و نوازشم مي كند و زندگي شاد و خوشي دارم . نام خدا را كه بر زبان مي آورم احساس مي كنم كه او مراقب و حامي من است و هر مصيبت و بلايي از من دور مي شود .)
فصل هجدهم : قلمرو بيكران فكر
هر چه را احساس كنيد همان را نيز به سوي خود جلب خواهيد كرد و خود را هر گونه تصور نماييد همان خواهيد شد .
احساس : به بياني ديگر علاقه و عشق وافر به چيزي يا كسي را معنا مي كند . زماني كه به موفقيت و آن چيز يا آن شخص دست مي يابيم كه از اعماق وجودمان و از ته دل خواستار آن باشيم و يقينا زماني به آنخواهيم رسيد .
اصل حيات و هستي بر سلامتي و تندرستي و زندگي در رفاه است اگر بيماري اصل بود هيچ كس شفا پيدا نمي كرد زيرا ناخوشي اصلي است غير طبيعي از آن رو هر كس از قدرت انتخاب برخوردار است و مي تواند افكار خود را بر پايه تندرستي رفاه عشق و ثروت بنا كند .
روزي چند بار اين كلمات را تكرار كنيد :
( ترقي و پيشرفت حق من است و شايسته و سزاوار آن هستم . كارها را به درستي انجام مي دهم و پاداش آنها را مي گيرم . در طول شبانه روز تلاش مي كنم و به پيش مي روم و از لحاظ روحي شكوفا و نيرومند و توانا و از حيث مالي و اجتماعي هم موفق مي شوم . مي دانم كه هر چه را باور كنم و در قلب خود احساس كنم همان خواهد شد . مي دانم و يقين دارم كه اين حقايقي كه صحت آنها را قبول دارم در ضمير باطن من جاي مي گيرد و همچون دانه هاي كه در زمين كاشته مي شود به بار خواهند نشست . من اين دانه ها ( ايده ها و آرزو ها ) را همواره با ايمان و اعتقاد خود آبياري خواهم كرد و به خاطر مستجاب شدن دعا و آرزو هايم شكرگذار خداوند خواهم بود.
دعا كردن راه و روش خود را دارد . به خداي خويش روي آوريد و ياد مهرباني عشق و صفا و زيبايي و قدرت بيكران او را در خاطر خود زنده سازيد و ايمان داشته باشيد كه او شما را دوست دارد و حامي و مراقب شماست.
ضمير باطن انسان سازنده و احياكننده پيكر و اندام اوست و بر تمام وظايف غير ارادي دستگاه هاي بدن نظارت و تسلط كامل دارد و همچنين ضميرباطن مخزن و انبار حافظه است و هر چه را به عنوان حقيقت بپذيرد و در خود راه دهد براي تحقق آن وارد عمل مي شود .
زبان ضمير باطن نمادين و سمبوليك است و به اين علت است كه در روياهاي ما غالبا آرزوهاي سركوب شده و واپس رانده مان امكان بروز و ظهور پيدا مي گند و اين ضمير عالي را مي توان روح بزرگ و روح خدايي و هوش و خرد بي نهايت خواند .
متمركز شدن شخص با ضمير باطن از اهميت خاصي برخوردار است و با اشباع ايده ها ي رفاه_ موفقيت و شادي و تندرستي مي توان به آنها دست يافت .
كلام آخر
خود را با نيروي درون خويش هماهنگ سازيد و به خود بقبولانيد و ايمان بياوريد و بدانيد كه از عالم بالا الهام مي گيريد و اينكه روح آفريدگار جويبارهاي افكارتان را به جريان مي اندازد و اين خداست كه از درون شما به سخن مي آيد و عمل مي كند و قلم را در دست تان مي گذارد و شما به نگارش مي پردازيد . بخواهيد كه سخن و كلام تان براي روح و جان تان شيرين و هستي بخش و شفا دهنده باشد . قبول كنيد كه پروردگار شما را دوست دارد و مراقب و پشتيبان شماست و رودخانه آرامش ( او ) فكر و دلتان را سيراب مي كند .احساس كنيد كه در نور محبت ( او ) غرقه شده ايد و شادماني و شادكامي زندگي تان را سرشار ساخته است و اين لحظه هاي شيرين را تا واپسين دم نگاه خواهيد داشت
برچسب:
نویسنده: پانی
«اگر چشم امیدتان بخدا باشد، هیچ چیز انقدر عجیب نیست که راست نباشد؛ هیچ چیز انقدر عجیب نیست
که پیش نیاید؛ و هیچ چیز انقدر عجیب نیست که دیر نپاید.»
«براستی که نفرت و انزجار بیش از می گساری خانه ها را ویران کرده است و بیش از
جان آدمیان را به باد داده است.»
«سری که بر پیشانیش ا خم باشد آسوده بر بالین قرار نمی گیرد خشم و نفرت و بدخواهی و حسد و انتقام جوئی شادمانی انسان را می رباید و بیماری و شکست و فقر می آورد.»
«شادمانی با مهارکردن خوی هیجانی بدست می آید جایی که ترس و بیم و وحشت وجود داشته باشد از شادمانی خبری نیست احساس ایمنی و شادمانی، حاصل ایمان به خداست.»
«هر انسانی با آگاهی کامل به آیین عشق، به این سیاره خاکی پا می گذارد. مشکل شما هر چه باشد، امتحان محبت است. اگر بتوانید از راه محبت در این آزمایش پیروز شوید، مسأله شما حل خواهد شد. اگر نه، آنقدر به درازا خواهد کشید تا از راه محبت، مسأله خود را حل کنید. زیرا مشکل شما مجالی برای تشرف به آیین عشق است.»
«همیشه نمی توانید اندیشه تان را مهار کنید، اما کلام خود را که می توانید در کف اختیار بگیرید. وسرانجام کلام بر ذهن نیمه هشیار اثر می گذارد و پیروز می شوید.»
«هیچ کس چیزی به آدمی نمی دهد مگر خود او. و هیچ کس چیزی از آدمی دریغ نمی دارد مگر خود او. «بازی زندگی» یک بازی انفرادی است. اگر خودتان عوض شوید، همه اوضاع و شرایط عوض خواهدشد.»
برچسب:
نویسنده: پانی
زندگي پيکار نيست، بازي است. زيرا آنچه آدمي بکارد همان را درو خواهد کرد، چه خوب، چه بد قوه تخيل در بازي زندگي نقشي عمده دارد.
براي پيروزي در بازي زندگي بايد قوه تخيل را آموزش دهيم که تنها نيکي را در ذهن تصوير کند. زيرا آنچه آدمي عميقاً درخيال خود احساس کند يا در تخليش به روشني مجسم نمايد بر ذهن نيمه هشيار (ضمير ناخودآگاه) اثر مي گذارد و مو به مو در صحنه زندگي اش ظاهر مي شود. تخيل را قيچي ذهن خوانده اند.اين قيچي ذهن خوانده اند. اين قيچي شبانه روز در حال بريدن تصاوير است. پس بپائيد تا همه صفحه هاي کهنه نامطلوب وآن صفحه هاي زندگي را که ميل نداريم نگه داريم ، در ذهن نيمه هشيار بشکنيم و صفحه هاي زيبا و تازه بسازيم.
ذهن 3 بخش دارد:
ذهن نيمه هشيار (ضمير ناخوداگاه): قدرت مطلق است، بدون مسير و جهت و بدون توان فهم و استنباط، هر زماني (کلامي يا احساسي) را مو به مو اجرا و در صحنه زندگي آشکار مي سازد.
ذهن هشيار با ذهن نفساني يا فاني: ذهن بشري است و زندگي را به همان شکلي که به نظرمي رسد، مي بينيد و بر ذهن نيمه هوشيار اثر مي گذارد.
هشياري برتــر: يعني آن ذهن الهــي درون هر انسان و قلمرو آرمانهاي عالي و عرصه طرح الهي که افلاطون آن را الگوي کامل خوانده است.
جايي هست که جز تو هيچ کس نمي تواند آن را پر کند. کاري هست که جز تو هيچ کس قادر به انجامش نيست.
همانا اين تقدير (با عنايت) راستين آدمي است که از جانب فرد لايتناهي (خـــدا) درون خود انسان
بر او جلوه کرده است.که در ذهن هشيار آدمي آرزويي دست نيافتني جلوه مي کند.
قانون معنويت حکم مي کند که بنا به حق الهــي (طرح الهي) اگر چيزي يا کسي از آن تو باشد نمي تواني آن را از دست بدهي اگر نه همطرازش را به دست خواهي آورد.
برچسب:
نویسنده: پانی
کلام انسان عصای معجزه گر او است . سرشار از سحرو اقتدار !
عیسی مسیح بر نفوذ معجزه گر کلام تاکید داشت:ازسخنان خود عادل شمرده خواهی شد و از سخنان تو برتو حکم خواهد شد . ودیگر بار در کتاب مقدس می خوانیم که: زندگی و مرگ در قدرت زبان است
پس آدمی می تواند با یک حرکت عصای کلام خود ، وضعیتی ناخوشایند را از میان بردارد.یعنی به جای اندوه ، شادمانی و به جای بیماری ، تندرستی و به جای تنگدستی ، فراوانی بنشاند.
مثلا زنی نزدم آمد تا شفاعتی کنم که توانگر شود.دراین دنیا دو دلار بیشتر نداشت گفتم : ما به این دو دلار برکت می دهیم و می دانیم که تو صاحب کیف جادویی جان هستی که هرگز تهی نمی ماند. تا پول از آن بیرون آورده شود.در پناه لطف خدا و به گونه ای عالی ، بی درنگ پر از پول می شود . می توانم ببینم که کیف تو ، اززیادی پول همیشه باد کرده است و پر است از دسته های بزرگ اسکناس و دسته چکهای رنگارنگ و سکه های طلا و ارزهای رایج !
گفت : احساس می کنم که از همین حالا کیفم پر پول و سنگین شده است .چنان ایمانی در دل او پدید آمد که یک دلار از دو دلار خود را نیز با شور شوق به من داد .جرات نکردم آن را نپذیرم .چون نباید او را تنگدست می دیدم . ضمنا می بایست تصویر فراوانی را به او القا می کردم .
چندی نیز نگذشت که شش هزار دلار هدیه گرفت . ایمان دلاورانه و کلامی که به زبان آورد ، خواسته اش را تحقق بخشید .
تاکید بر کیف جادویی به راستی موثر است .چون با تصویر روشنی که در ذهن پدید می آورد ، محال است کیف دستی یا کیف پول خود را پر نبینید.قوه ی تخیل نیرویی است آفریننده . همیشه باید واژه هایی را برگزید که در آن بارقه ای از تحقق آرزو باشد
هرگز با تجسم ، تصنعی نسازید . بگذارید الهام بر ذهن هشیارتان بتابد ، تا بتوانید مشیت الهی را به انجام برسانید .(نگاه کنید به کتاب بازی ، فصل مربوط به طرح الهی).
عیسی مسیح گفت : و حق را خواهید شناخت ، و حق شما را آزاد خواهد کرد .
این یعنی انسان باید حقیقت هر وضعیتی را که با آن رویارومی شود بداند.
فقدان یا تنگنا حقیقت ندارد .آدمی عصای کلام خود را به حرکت در می آورد وبیابان شادمان خواهد شدو صحرای چون گل سرخ ، شکوفا.تردید و خشم و اضطراب وترس نفرت ، یاخته های تن را پاره می کند .
و به سلسه ی اعصاب آسیب می رساند و سبب همه ی بیماریها و هرچه بلا ومصیبت است .
تندرستی و شادمانی باید با مهار کردن کامل هرگونه خوی هیجانی به دست آید .
قدرت تکان می دهد اما تکان نمی خورد.اگر آدمی هنگامی که اوضاع بر وفق مرادش نیست و حتی بر ضد او می نماید ، آرامش و وقارش را حفظ کند و سلامت و اشتهایش را از دست ندهد و سرشار از شادمانی و خرسندی باشد ، به مقام تسلط رسیده است . آنگاه است که او خواهد توانست (نهیب بر آورده بربادها و دریاها ، تا آرامش کامل پدید آید ) و عنان هر اوضاع و شرایطی را در کف اختیار بگیرد .
زیرا آنگاه کلام او عصای معجزه گر او است ، و با یک تکان عصای خود ، شکست ظاهری را به پیروزی بدل می کند . او می داند که خزانه ی کل ، بیکران و بی انتها است ، و به هرچه نیازمند باشد بی درنگ بر صحنه ظاهر خواهد شد .
مثلا زنی شب در ساحل خوابیده بود. صبح که بیدار شد ، صدای نواختن شیپورهای احتیاط را شنید . مه ی غلیظ سطح اقیانوس را پوشانده بود و کوچکترین نشانه ای از روشن شدن هوا به چشم نمی خورد . زن بی درنگ این عبارت را بر زبان آورد: در ذهن الهی مه نیست . بادا که این مه برخیزد . من برای آفتاب سپاس می گزارم .
چندی نگذشت که آفتاب نمایان شد .زیرا به انسان این امکان داده شده که بر همه ی عناصر و موجودات مسلط باشد .
هر انسانی قادر است که مه زندگیش را بپراکند : خواه این مه ، مه تنگدستی باشد، خواه مه عشق و محبت و خواه شادمانی و خواه سلامت . برای آفتاب سپاس بگزارید !
برچسب:
نویسنده: پانی
جائی هست که غیر از تو هیچ کس نمیتواندآنرا پر کند، کاری هست که غیرازتو هیچ کس نمی تواندآنرا انجام دهد
برچسب:
نویسنده: پانی
بچه های عزیز لطفا نظر بدین.ممنون میشم
برچسب:
نویسنده: پانی
برچسب:
نویسنده: پانی
بیشتر انسانها، زمانی نا امید میشوند که چیزی به موفقیت آنها باقی نمانده ...پس ادامه بده.چون تو تنها نیستی

برچسب:
نویسنده: پانی
خدای خوبی داریم ...
آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه ، اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد ...
و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد ...
آری خدای خوبی داریم ...
خدایی که مشتاقانه ما را می نگرد،
با چنین خدای بخشنده و مهربانی ؛ ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد ...
برچسب:
نویسنده: پانی
ایستادگی کن ،
ایستادگی کن ؛
و ایستادگی کن ...
و به یاد داشته باش که لشکری از کلاغها ، جرات نزدیک شدن به مترسکی که ایستادگی را فقط به نمایش می گذارد ندارند.
منبع یکـ گیله مرد

برچسب:
نویسنده: پانی

اگاه باشید!عظمت به ان چیزی که نگاه میکنی نیست .عظمت در نگاه تو نهفته است.
ناکامی یعنی تاخیر نه شکست!مسیر انحرافی موقت است نه کوچه بن بست.
جایی که باید عاقل باشی لازم نیست شجاع باشی.
فراموش نکن اشتباه جهان را به حرکت در می اورد/هرگز از اشتباه نترس.
به هر چه بیندیشید وسعتش میدهید/پس به انچه دلخواه شماست بیندیشید.
یاد داشت کن:از انچه دارید لذت ببرید.
اگر به دنبال ارامش ذهن هستید به پیشامدهای زندگی برچسب خوب یا بد نزنید.
یادت نره تو تنها نیستی.
حتی در خلوت خود خویش را بلند مرتبه ببین.


برچسب:
نویسنده: پانی

آنچه فرد تحصیلكرده را از فرد خودآموخته مشخص می سازد، وسعت دانش نیست، بلكه اعتماد به نفس است.
_______________________________________________
زمانی كه قلب، لب به سخن می گشاید شایسته نیست كه خِرد خُرده بگیرد.
______________________________________________
قدرت در هر جا كه خود را خداگونه بنمایاند، خودبخود الهیات خاص خویش را تولید می كند.
_____________________________________________
عشق، به یك امپراتوری شبیه است؛ اگر اندیشه ای كه بر مبنای آن به وجود آمده از میان برود، خود عشق نیز از میان خواهد رفت.
_____________________________________________________
اگر از دست دادن عشقی با دلیل باشد، ما تسلیم می شویم. اما اگر عشقی را بدون دلیل از دست بدهیم، هرگز خود را نخواهیم بخشود.
_____________________________________________________
آدم زمانی كه هدف، برایش اهمیت نداشته باشد، نمی پرسد كه به كجا دارد می رود!
_____________________________________________________
بی توجهی به زن، كفر كبیر و بی احترامی بزرگی به آفریده های خداوند است.
_____________________________________________________
بشر - چون تنها یك بار زندگی می كند- به هیچ وجه امكان به اثبات رساندن فرضیه ای را از راه تجربه ی شخصی خود ندارد، به گونه ای كه هرگز نخواهد فهمید كه پیروی از احساسات، كار درست یا نادرستی بوده است.
_____________________________________________________
زندگی فقط یكبار است و ما هرگز نخواهیم توانست تصمیم درست را از تصمیم نادرست تمییز دهیم؛ زیرا ما در هر شرایطی فقط یكبار می توانیم تصمیم بگیریم؛ زندگی دوباره، سه باره و چهار باره به ما عطا نمی شود كه این را برای ما امكان پذیر سازد تا تصمیم های گوناگون خود را مقایسه كنیم.
______________________________________________________
هیچ چیز از احساس همدردی دشوارتر نیست. حتی تحمل درد خویشتن به سختی دردی نیست كه به گونه ای مشترك با كسی دیگر برای یك نفر دیگر یا به جای شخص دیگری می كشیم و قوه ی تخیل ما به آن صدها بازتاب می بخشد.
_____________________________________________________
كسی را از روی همدردی دوست داشتن، دوست داشتن حقیقی نیست.
______________________________________________________
اگر نخستین تمرین زندگی، خودِ زندگی باشد، پس برای زندگی چه ارزشی می توان قایل شد؟
______________________________________________________
شك و تردید، امری یكسره طبیعی است؛ آدمی هرگز از آنچه باید بخواهد آگاهی ندارد، زیرا زندگی یك بار بیش نیست و نمی توان آن را با زندگی های گذشته مقایسه و یا در آینده درست كرد.
_____________________________________________________
اگر ما شایستگی دوست داشتن را نداریم، شاید به این دلیل است كه خواهانیم تا دوستمان بدارند؛ یعنی چشم داشت چیزی (عشق) را از دیگری داریم؛ به جای آنكه بدون ادعا و توقع به سویش برویم و تنها خواستار حضورش باشیم.
_____________________________________________________
دوست داشتن، چشم پوشی از قدرت است.
____________________________________________________
هرگز نباید بگذاریم كه آینده، زیر بار گذشته فرو بپاشد.
____________________________________________________
از كودكی بیرون می آییم، بی آنكه بدانیم جوانی چیست، ازدواج می كنیم، بی آنكه بدانیم متاهل بودن چیست، و حتی زمانی كه قدم به دوره پیری می گذاریم، نمی دانیم به كجا می رویم: سالخوردگان، كودكان معصوم كهنسالی خویش اند. از این جهت، سرزمین انسان سیاره ی بی تجربگی است.
______________________________________________________
انسان آرزومند جهانی است كه در آن خیر و شر آشكارا تشخیص دادنی باشند، زیرا در او تمایل ذاتی و سركش داوری كردن پیش از فهمیدن، وجود دارد.
_____________________________________________________
چیزی را كه نتیجه ی یك انتخاب نیست، نمی توان شایستگی یا ناكامی تلقی كرد؛ در برابر چنین وضعی تحمیلی باید رفتار درستی در پیش گرفت.
____________________________________________________
هر چه انسان بیشتر در تاریکی درون خویش به سر برد،بیشتر در ظاهر جسمانیش پژمرده می شود.
____________________________________________________
نخستین خیانت، جبران ناپذیر است و از طریق واكنش زنجیره ای، خیانت های دیگری را بر می انگیزد كه هر كدام از آنها ما را بیش از پیش از خیانت پیشین دور می كند.
_____________________________________________________
زمان در ترنی كه تاربخش می نامند، سوار شده است؛ سوار شدن در این ترن آسان است اما پیاده شدن از آن دشوار.
برچسب:
نویسنده: پانی
1. بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی وفاست. (حضرت علی علیه السلام)
۲. آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود که همه ی انسان ها برابرند. (مارتین لوتر کینگ)
3. بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانو هایت زندگی کنی. (رودی)
۴. بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او. (همیلتون)
۵. عمر آنقدر کوتاه است که نمی ارزد آدم حقیر و کوچک بماند. (دیزرائیلی)
۶. چیزی ساده تر از بزرگی نیست آری ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)
۷. به نتیجه رسیدن امور مهم، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر کوچک بستگی دارد. (چاردینی)
۸. آنکه خود را به امور کوچک سرگرم می کند چه بسا که توانایی کارهای بزرگ را ندارد. (لاروشفوکو)
۹. اگر طالب زندگی سالم و بالندگی می باشیم باید به حقیقت عشق بورزیم. (اسکات پک)
۱۰. زندگی بسیار مسحور کننده است فقط باید با عینک مناسبی به آن نگریست. (دوما)
۱۱. دوست داشتن انسان ها به معنای دوست داشتن خود به اندازه ی دیگری است. (اسکات پک)
۱۲. عشق یعنی اراده به توسعه خود با دیگری در جهت ارتقای رشد دومی. (اسکات پک)
۱۳. ما دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده که خود پیموده ایم می توانیم هدایت کنیم. (اسکات پک)
۱۴. جهان هر کس به اندازه ی وسعت فکر اوست. (محمد حجازی)
۱۵. هنر، کلید فهم زندگی است. (اسکار وایله)
۱۶. تغییر دهندگان اثر گذار در جهان کسانی هستند که بر خلاف جریان شنا می کنند. (والترنیس)
۱۷. اگر زیبایی را آواز سر دهی، حتی در تنهایی بیابان، گوش شنوا خواهی یافت. (خلیل جبران)
۱۸. روند رشد، پیچیده و پر زحمت است و در درازای عمر ادامه دارد. (اسکات پک)
۱۹. در جستجوی نور باش، نور را می یابی. (آرنت)
۲۰. برای آنکه کاری امکان پذیر گردد دیدگان دیگری لازم است، دیدگانی نو. (یونک)
۲۱. شب آنگاه زیباست که نور را باور داشته باشیم. (دوروستان)
۲۲. آدمی ساخته ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشیده است. (مترلینگ)
۲۳. اگر دریچه های ادراک را شسته بودند، انسان همه چیز را همان گونه که هست می دید: بی انتها. (بلیک)
۲۴. برده یک ارباب دارد اما جاه طلب به تعداد افرادی که به او کمک می کنند. (بردیر فرانسوی)
۲۵. هیچ وقت به گمان اینکه وقت دارید ننشینید زیرا در عمل خواهید دید که همیشه وقت کم و کوتاه است. (فرانکلین)
۲۶. نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی بلکه فقط باید سعی کنی خسته آور نباشی. (هیلزهام)
۲۷. هر قدر به طبیعت نزدیک شوی، زندگانی شایسته تری را پیدا می کنی. (نیما یوشیج)
۲۸. اگر زمانی دراز به اعماق نگاه کنی آنگاه اعماق هم به درون تو نظر می اندازند. (نیچه)
۲۹. زیبائی در فرا رفتن از روزمره گی هاست. (ورنر هفته)
۳۰. برای کسی که شگفت زده ی خود نیست معجزه ای وجود ندارد. (اشنباخ)
۳۱. تفکر در باب خوشبختی، عشق، آزادی، عدالت، خوبی و بدی، تفکر درباره ی پرسش هایی است که بنیاد هستی ما را دگرگون می کند. (ادگارمون)
۳۲. "عقلانیت باز" آن عقلانیتی است که فراموش نمی کند که "یکی" در "چند" است و "چند" در "یکی". (ادگارمون)
۳۳. آرامش، زن دل انگیزی است که در نزدیکی دانایی منزل دارد. (اپیکارموس)
۳۴. هیچ چیز در زیر خورشید زیباتر از بودن در زیر خورشید نیست. (باخ من)
۳۵. تنها آرامش و سکوت سرچشمه ی نیروی لایزال است. (داستایوفسکی)
36. خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان. (دکتر علی شریعتی)
۳۷. علت هر شکستی، عمل کردن بدون فکر است. (الکس مکنزی)
۳۸. من تنها یک چیز می دانم و آن اینکه هیچ نمی دانم. (سقراط)
۳۹. دانستن کافی نیست، باید به دانسته ی خود عمل کنید. (ناپلئون هیل)
۴۰. تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را. (حضرت علی علیه السلام)
۴۱. خداوند، روی خطوط کج و معوج، راست و مستقیم می نویسد. (برزیلی)
۴۲. تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است. (انگلس)
۴۳. كسی كه دارای عزمی راسخ است، جهان را مطابق میل خویش عوض می كند. (گوته)
۴۴. بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم. (جانسون)
۴۵. اگر می بینی کسی به روی تو لبخند نمی زند علت را در لبان فرو بسته ی خود جستجو کن. (دیل کارنگی)
۴۶. شیرینی یکبار پیروزی به تلخی صد بار شکست می ارزد. (سقراط)
47. قطعاً خاک و کود لازم است تا گل سرخ بروید. اما گل سرخ نه خاک است و نه کود (پونگ)
۴۸. ضعیف الاراده کسی است که با هر شکستی بینش او نیز عوض شود. (ادگار آلن پو)
۴9. لحظه ای که به کمال رسیدم و منور شدم، تمام هستی کامل و منور شد. (بودا)
۵۰. انسان باید از هر حیث چه ظاهر و چه باطن، زیبا و آراسته باشد. (آنتوان چخوف)
۵۱. برای اداره كردن خویش، از سرت استفاده كن و برای اداره كردن دیگران، از قلبت. (دالایی لاما)
۵۲. تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید. پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند. (گراهام بل)
53. اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی. (ارد بزرگ)
54. اگر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد، سعی و عمل دیگر معنی نداشت. (موریس مترلینگ)
55. ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم. (شوپنهاور)
56. آنكه می تواند، انجام می دهد، آنكه نمی تواند انتقاد می كند. (جرج برنارد شاو)
57. لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند. (دکتر علی شریعتی)
58. بیشترین تأثیر افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از میان ما رفته باشند. (امرسون)
59. از دیروز بیاموز. برای امروز زندگی کن و امید به فردا داشته باش. (آلبرت انیشتن)
60. پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنست که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی. (مهاتما گاندی)
برچسب:
نویسنده: پانی
مدام بگویید:
برای توانگری:
خدا روزی رسان شکست ناپذیر من است و هم اکنون پول بسیار
زیادی در پناه لطف او به شیوه های درست، به دست من میرسد.
برای بهبود و شرایط اوضاع:
هر کاری که خداوند برای من مقدر نکرده باشد، از هم می پاشد
و هم اکنون آرمان الهی به ظهور میرسد.
هم اکنون عشق الهی هرگونه اوضاع و شرایط نا هماهنگ را از بین
میبرد. عشق الهی قدرتمند ترین نیروست و هر چه را که از آن خود
نباشد، محو میکند.
خداوند با من است. از آنجا که هیچ چیز و هیچ کس نمیتواند او را
شکست دهد، مرا نیز نمیتواند شکست دهد.
برای ایمان:
به این دلیل که من جلوه ای از خدا هستم، ازخیر و مصلحت پروردگار
نیز جدا نیستم. زیرا خدا بخشنده و خود موهبت است. پس بخشاینده
را نمیتوانم از موهبت جدا کنم.
برای سلامت:
عشق الهی، هوشیاری مرا از سلامت، و هر سلول بدنم را از نور
سرشار میکند.
برای بینایی:
دیدگانم دیدگان خداست. من با دیده ی جان و روح میبینم. هیچ مانعی
بر سر راهم نیست و من طرح کامل الهی را به وضوح میبینم.
برای هدایت:
من برای دریافت رهنمود های شهودی از حس الهی برخوردارم و
بی درنگ از اراده ی او اطاعت میکنم.
برای شنوایی:
گوش من، گوش خداست. من با گوش جان میشنوم. من مقاومت
نمیکنم و مشتاق هدایت هستم. من بشارت های خود شادمانی
عظیم را میشنوم.
برای کار درست:
من کاری دارم عالی
به شیوه عالی
با خدمتی عالی
برای پاداشی عالی
برای رهایی از هر نوع قید و بند:
من این بار را به دست خدا می سپارم و خود را رها میکنم.
u3000
اکنون با نام خدا، دروازه هایی که نا گشودنی بودند، باز میشوند و
راه ها و چاره هایی به ظاهر غیر ممکن نیز، گشوده میشوند.
خیر و مصلحت من، آرزویی پایدار در ذهن الهی است که باید
پدیدار شود. زیرا هیچ چیز نمیتواند مانع آن شود.
u3000
با صبر و شکیبایی بسیار در انتظار خـــداونــــد
می مانم و به او توکـــــل میکنم.
برچسب:
نویسنده: پانی
برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد.انها معتقدند یا راهی خواهم یافت ویا راهی خواهم ساخت.
برچسب:
نویسنده: پانی




آیا از درآمد کافی بهره مند هستید؟ آیا با دیگران ارتباط مطلوبی برقرار می کنید؟ آیا از لحظه لحظه زندیگیتان لذت می برید؟ آیا در زندگی احساس خوشبختی می کنید؟
امیدواریم که اینگونه باشد! ولی اگر پاسختان به سوالات بالا منفی است پیشنهاد می کنیم که حداقل متن زیر را یکبار بخوانید، اگر هم جوابتان مثبت است علت آن را بدانید!
اگر انسان دقیقی باشید حتما با شخصیت هایی مواجه شده اید که از همه چیز می نالند، نا امیدانه فکر می کنند، این افراد از زندگی خود لذتی نمی برند و مدام در زندگی دچار بد بیاری می شوند. نقطه مقابل این افراد، انسان هایی هستند که امیدوارانه سخن می گویند، هیچ گاه به موانع و مشکلات زندگی نمی اندیشند، ترسی از آینده ندارند، معمولا روحیه ای بسیار شاد دارند و از لحظه لحظه های زندگی لذت می برند.

شاید شما بگویید این افراد خوش شانس هستند، ولی واقعیت امر اینگونه نیست! به طور کلی پدیده ی شانس وجود خارجی ندارد و زایده ی تخیل شماست!
پروردگار متعال قوانین بسیار دقیقی در عالم هستی وضع نموده است، تنها تفاوت گروه اول و گروه دوم در این است که گروه دوم خود آگاه یا نا خود آگاه این قوانین را رعایت می کنند ولی گروه اول علاوه بر اینکه این قانونمندی ها را رعایت نمی کنند در خلاف جهت آنها نیز حرکت می کنند.
یکی از این بزرگترین قوانین که تا به حال شناخته شده است، موضوع راز است.
احتمالا می پرسید راز چیست؟

آری، راز همان قانون جذب است، هر چیزی که وارد زندگی شما می شود خودتان آن را به درون زندگیتان جذب می کنید و آن چیز به خاطر تصویر های ذهنی شما به طرفتان جذب می شود. این تصاویر همان افکار شما هستند. به هرچیزی که فکر کنی به طرفت جذب می شود.
قانون جذب را می توان در 3 عبارت خلاصه کرد:

با توجه به این قانون می توان به ثروت، سلامتی، روابط مطلوب، احساس خوب و هر هدفی که در زندگی دارید، دست یافت.
راز همیشه عمل می کند چه آن را بدانید یا ندانید. هر دستاوردی که امروز در زندگیتان دارید خود شما به زندگیتان جذب کرده اید، در ابتدا ممکن است این موضوع را نپذیرید (در ادامه پاسخ خود را خواهید یافت)
آیا با این اوصاف کار تمام شده است؟ و وظیفه ما کنترل افکارمان است؟
جواب منفی است! کارشناسان می گویند که مغز انسان به طور متوسط، روزانه 60000 (شصت هزار) رشته فکری تولید می کند؛ کنترل این همه افکار اگر هم ممکن باشد، دیوانه کننده است، از این رو به کارگیری قانون جذب نیاز به مطالعه دارد که با مطالعه مطالب سایت به درک نسبی از آن خواهید رسید، (ان شاء الله)

راز چیست؟ ، راز چه بود ، تعریف راز ، قانون جذب چیست ، آیا راز همان قنون جذب است ، آیا جذب همان جاذبه است ، افکار تبدیل می شوند به اجسام ، راز های هستی ، آری این راز قانون جذب است ، جذب چیست؟ ، راز های نهفته
برچسب:
نویسنده: پانی
آبراهام لينكلن
سخنان آبراهام لينكلن
زمان جستجو: 0.046 ثانيه
من ديده ام كه درجه سعادت اشخاص بستگي به اراده و ميل خود آنها دارد.((آبراهام لينكلن)) 
كشتن گنجشك ها، كركس ها را ادب نمي كند.((آبراهام لينكلن)) 
هيچ كس نمي تواند فرد ضعيف را با تضعيف فرد قوي تقويت كند.((آبراهام لينكلن)) 
زمين خوردن، شكست خوردن نيست؛ از زمين بلند نشدن، شكست خوردن است.((آبراهام لينكلن)) 
كمابيش همه انسانها در برابر ناملايمات پايداري مي كنند، اما اگر خواستيد منش كسي را آزمايش كنيد به او قدرت بدهيد.((آبراهام لينكلن)) 
انسان همان اندازه شاد خواهد بود كه فكرش را براي پذيرش آن مقدار از شادي آماده كرده است.((آبراهام لينكلن)) 
هيچ وقت نبايد كسي را به دليل عملش تحقير و يا به جهت كاري كه كرده توبيخ كنيم. چون او در محيطي رشد كرده كه مقتضيات تربيتي و محيط و عادتهاي اكتسابي و ارثي خود را داشته است.((آبراهام لينكلن)) 
رنج و غصه را براي خودت بپذير و رفاه و آسايش را براي همه.((آبراهام لينكلن)) 
اگر بازده كار من خوب بود كه ديگر، انتقادهاي انجام شده نسبت به من اهميتي نداشت و اگر نتيجه راندمان كاري من غلط و اشتباه مي شد، حتي اگر ده فرشته آسماني هم قسم مي خوردند كه عملكرد من درست و صحيح بوده باز هم كسي باور نمي كرد و نمي پذيرفت.((آبراهام لينكلن)) 
هرگاه بتوانيم بعد از شكست لبخند بزنيم شجاع هستيم.((آبراهام لينكلن)) 
برچسب:
نویسنده: پانی

باب پراکتور:
"یک لحظه به این موضوع فکر کن. به دستت نگاه کن. به نظر یک چیز جامد و ثابت است، درحالی که واقعاً اینطور نیست. اگر در زیر میکروسکوپ به آن نگاه کنی، انبوهی از انرژی های درحال ارتعاش را خواهی دید."
جان اساراف:
"همه چیز، خواه دستت باشد یا اقیانوس یا یک ستاره، دقیقاً یک چیز مشابه ساخته شده اند."
دکتر بن جانسون:
"همه چیز انرژی است. بگذار کمی توضیح بدهم تا بهتر متوجه شوی. کل جهان را در نظر بگیر، کهکشان ها، سیاره ها و سپس آدم ها و بعد درون بدن مان، اندام های حیاتی و آنگاه سلول ها و بعد مولکول ها و اتم ها و دست آخر هم انرژی. بنابر این ظاهراً لایه های مختلفی دراین دنیاوجود دارد ولی در واقع همه چیز انرژی است."
در اینجا توضیح می دهم چطور تو قوی ترین ایستگاه فرستنده دنیا هستی. به زبان ساده، هر انرژی با فرکانس خاصی در حال ارتعاش است. چون تو هم انرژی هستی، پس با فرکانس خاصی در حال ارتعاش هستی. چیزی که فرکانس تو را در هر لحظه تعیین می کند فکرت واحساست در آن لحظه است. همه خواسته ها و آرزوهای تو نیز از انرژی ساخته شده اند و در حال ارتعاش هستند. همه چیز انرژی است. و اما واقعیت شگفت انگیز این است. وقتی در مورد چیزی که می خواهی فکر می کنی و آن فرکانس را تولید و منتشر می کنی، باعث می شوی انرژی چیزی که می خواهی نیز با همان فرکانس به ارتعاش درآید و به سمت تو حرکت کند! وقتی روی چیزی که می خواهی تمرکز می کنی، در واقع درحال تغییر ارتعاش اتم های آن هستی و باعث می شوی آن چیز به سمت تو و برای تو به ارتعاش درآید. دلیل اینکه تو قوی ترین ایستگاه فرستنده دنیا هستی این است که به تو قدرتی بخشیده شده است که می توانی انرژی ات را از طریق افکارت متمرکز کنی و فرکانس چیزی را که روی آن تمرکز کرده ای تغییر بدهی. این کار باعث می شود آن چیز به طور معجزه آسا به سوی تو کشیده شود! وقتی درمورد چیزهای خوبی که می خواهی فکر می کنی و آنها را احساس می کنی، در واقع در حال تنظیم خودت روی آن فرکانس خاص هستی. این کار باعث می شود انرژی آن چیزها برای تو به ارتعاش درآیند و در زندگی تو ظاهر شوند. قانون جذب می گوید که چیزهایی هم جنس هم دیگررا جذب می کنند. تو هم یک توده انرژی مغناطیسی هستی پس می توانی هر چیزی را به طور الکتریکی تحریک کنی که به سمت تو بیاید یا می توانی خودت را به طور الکتریکی انرژی بدهی تا به سمت هر چیزی که بخواهی بروی. هرکس فقط خودش می تواند انرژی مغناطیسی اش را تنظیم کند. زیرا فرکانس ما را افکار و احساسات ما تعیین می کنند و هیچ کس دیگری نمی تواند به جای ما فکر یا احساس کند.
باب پراکتور:
"آنقدر انرژی نهفته در بدنت وجود دارد که می توانی، در هر شهری که زندگی می کنی، حدودیک هفته تمام شهر را نورانی کنی."
چارلز هانل:
اگر می خواهی این انرژی را لمس کنی و نسبت به آن آگاه شوی، باید مانند سیمی باشی که جریان در آن برقرار است. کل هستی یک سیم است که در آن انرژی لازم و کافی برای تک تک انسان ها، در هر وضع و شرایطی، جریان دارد. وقتی ذهن شخص با ذهن جهانی تماس برقرار می کند، کل این انرژی را دریافت می کند.
جیمز ری:
"بیشتر انسان ها خودشان را جسم شان تعریف می کنند، ولی تو فقط یک جسم نیستی. زیر یک میکروسکوپ تو توده ای از انرژی هستی. چیزی که ما در مورد انرژی می دانیم این است: تو پیش یک دانشمند فیزیک کوانتوم می روی و می پرسی: «چه چیزی دنیا را به وجود می آورد؟» و او می گوید: «انرژی». می گویی خوب: «خب در مورد انرژی توضیح بده». می گوید: «چیزی که به وجود نمی آید و از بین نمی رود، همیشه بوده و هست، هر چیزی که از قبل وجود داشته است، همیشه وجود دارد، از شکلی به شکل دیگر در می آید و تغییر حالت می دهد. سپس پیش یک عارف و خداشناس می روی و می پرسی «چه چیزی جهان راخلق کرده؟» و او خواهد گفت: «خدا». می گویی «خب، خدا را شرح بده» می گوید: «همیشه بوده و همیشه هست، به وجود نمی آید و از بین نمی رود، چیزی که همیشه بوده و همیشه خواهد بود. می بینی؟ این همان تعریف انرژی است منتها با واژه های متفاوت. بنابراین اگر تا حالا فکر می کرده ای که فقط یک تکه گوشت یا یک جسم مادی هستی که به این طرف و آن طرف حرکت می کنی، در فکرت تجدید نظر کن. تو یک موجود غیرمادی هستی! تو یک توده انرژی هستی که در یک میدان انرژی وسیع تر در حال حرکت و جنبشی."
«« توضیح این نکته در اینجا ضروری است که آموزه های دین اسلام به ما یاد داده است، که ذات مقدس پروردگار ماده نیست، یعنی فراتر است، همچنین ما می دانیم که ذات خداوند متعال قابل شناخت با عقل ما نیست چون عقل ما خود آفریده خداوند است. ما فقط می توانیم اوصاف خداوند را به اندازه ی درک خود بشناسیم و از آن بهره مند شویم. پس نمی توان خداوند را با انرژی مقایسه کرد، انرژی نیز خود توسط خداوند خلق شده است!»» (مدیران سایت)

دکتر جان هگلین:
"مکانیک کوانتوم و کیهان شناسی کوانتومی این موضوع را تأیید می کنند که جهان اساساً از فکر به وجود می آید و همه چیزهای دور و برمان از فکر ساخته شده اند! منشأ دنیا نهایتاً ماهستیم و وقتی نیروی درونی مان را مستقیماً از راه تجربه درک کنیم، میتوانیم نفوذ و قدرت مان را به کار بیاندازیم و به دستاوردهای بیشتر و بیشتری برسیم، هر چیزی را خلق کنیم و هر چیزی را از طریق آگاهی درونی مان، که در واقع همان آگاهی جهانی است که دنیا را به حرکت در آورده است، بفهمیم. بنابراین بسته به اینکه چطور از این نیرو استفاده می کنیم، مثبت یا منفی، سلامتی جسم و شرایط محیط دور و برمان شکل می گیرد. در واقع ما آفریننده ایم، نه تنها آفریننده سرنوشت خود، بلکه نهایتاً سازنده سرنوشت جهان هستیم. ما آفرینندگان دنیا هستیم. بنابراین واقعاً نیروی بشر هیچ محدودیتی ندارد. تنها موضوعی که وجود دارد این است که ما تا چه حد از مکانیزم های پیچیده درونی مان خبر داریم و از آنها استفاده می کنیم. در واقع تنها کاری که باید انجام دهیم این است که روی سطح فکرمان کار کنیم و آن را بالا ببریم."
منظور این است که هر امکانی از قبل وجود داشته و دارد. همه از دانش ها، کشف ها و همه اختراع های آینده در این ذهن جهانی به عنوان امکان وجود دارند و منتظرند تا ذهن بشر آنها را بیرون بکشد. همه اختراعات و دستاوردهای طول تاریخ نیز، چه فرد مخترع از این موضوع خبر داشته یا خیر، از آن ذهن جهانی استخراج شده اند. چطور می شود از ذهن هستی چیزی را استخراج کرد؟ این کار از طریق آگاهی از این نیرو و استفاده از قوه تخیل فوق العاده ات امکان پذیر می شود. به دوروبرت نگاه کن و دنبال احتیاجات برآورده نشده انسان ها بگرد. تصور کن که مثلاً اگر فلان چیز ساخته شود، می تواند فلان کار را انجام دهد یا فلان احتیاج را بر طرف کند. دنبال نیازها بگرد و سپس در مورد چیزی که می تواند آن را برطرف یا برآورده کند فکر کن و آن را در ذهنت مجسم کن. لازم نیست حتماً این کشف یا اختراع را به طور موفقیت آمیزی به انتها برسانی. ذهن هستی یا هوش اعظم این امکان را در خودش دارد. تنها کاری که تو باید انجام دهی این است که ذهنت را روی نتیجه نهایی متمرکز کنی و برآورده شدن آن نیاز را تصور کنی، به این شکل آن را به دنیا خواهی آورد. اگر چیزی را بخواهی و رسیدن به آن را با تمام وجود احساس کنی و مطمئن باشی که به آن می رسی، حتماً آن رابه دست خواهی آورد. منبع پایان ناپذیری از ایده های جدید منتظر هستند تا از آنها بهره برداری کنی و آنها را به دنیا بیاوری. همه چیز در ضمیر توست."
چارلز فیلمور :
تنها و یگانه واقعیت موجود، ذهن بیکران الهی است.
پس از هر منظری که به دنیا نگاه کنی، نتیجه یکی است. همه ما یک چیز هستیم. همه ما به هم متصل هستیم و همه ما جزئی از یک میدان وسیع انرژی یا یک ذهن اعظم، یک ضمیر و سرشت واحد یا یک منشأ آفرینش هستیم. اسمش را هرچه می خواهی بگذار ولی همه ما «یک» چیز هستیم. اکنون می فهمی چرا افکار بد و منفی ات درباره دیگران به خودت برمی گردد و فقط به خودت ضرر می زند. همه ما یکی هستیم! اگر در مورد همه احساسات منفی که وجود دارند فکر کنی، می بینی همه آنها ناشی از ترس هستند. همه آنها از تفکر تفکیکی و جدا دیدن خودت از بقیه ناشی می شوند. به زندگی به عنوان یک مسابقه نگاه کردن نمونه ای از جدانگری و منفرد گرایی است. به مسابقه فکرکردن نشان دهنده وجود ذهنیتی است که به نوعی احساس کمبود می کند. یعنی فکر می کنی منابع محدودی در دنیا وجود دارند که برای همه کافی نیستند بنابراین برای به دست آوردن مقام مجبور هستی رقابت کنی و بجنگی. اگر رقابت کنی، هیچ وقت نمی توانی برنده شوی، حتی وقتی که فکر می کنی برده ای! طبق قانون جذب، وقتی رقابت می کنی آدم ها و شرایط زیادی راجذب می کنی که در هر قدم از زندگی ات با تو مسابقه می دهند و در نهایت تو خواهی باخت. همه ما یکی هستیم، بنابراین وقتی رقابت می کنی، در واقع بر علیه خودت مسابقه می دهی. تو باید فکر رقابت را از سرت خارج کنی و ذهنی خلاق و نو آور داشته باشی. فقط روی رویاهای خودت و تجسم های ذهنی خودت تمرکز کن و همه رقابت ها را از معادلات ذهنی ات بیرون بریز.
استر هیکس:
"ما گاهی اوقات درباره چیزی که آن را بدن عادی و جسم می نامیم گمراه می شویم. این بدن، فقط محل نگهداری روح توست و روح تو آنقدر بزرگ است که می تواند یک اتاق را پر کند. توزندگی جاوید هستی. تو خدایی هستی که به شکل بشر ظهور پیدا کرده و برای رسیدن به کمال آفریده شده است."
مایکل برناردبکویت:
"طبق آیات کتاب مقدس می توانیم بگوییم ما تصویر خدا هستیم و شبیه به او. می توانیم بگوییم ما راه دیگری هستیم که جهان هستی از طریق ما به توانایی های خودش پی می برد. می توانیم بگوییم ما سرزمینی بیکران از امکان های کشف نشده هستیم. همه اینها حقیقت دارند و درست هستند."
آر.بکمینستر- فولر (1983-1895):
نود و نه درصد از وجود تو نامرئی و لمس ناپذیر است.
جیمز ری:
"شاید تا الان چیزهای شگفت انگیزی را که لیاقت شان را داری در زندگی ات خلق کرده باشی و یا هنوز نکرده باشی. سؤالی که می خواهم درباره آن فکر کنی این است: «آیا چیزهایی که در زندگی ات به آنها رسیده ای همان چیزهایی هستند که می خواسته ای؟ و آیا آن چیزها ارزش و لیاقت تو را داشته اند؟» اگر لیاقت تو را نداشته اند، آیا وقت آن نرسیده که آنها را تغییر بدهی؟ چون تو می توانی این کار را انجام بدهی و توانایی لازم برای این کار را داری.»"

جک کنفیلد:
"خیلی ها از مردم فکر می کنند همیشه در زندگی قربانی شده اند و معمولاً هم شاهدشان گذشته شان است. مثلاً شاید مورد سوء استفاده والدین شان قرار گرفته باشند یا در خانواده ای ناهنجار بزرگ شده باشند. روانشناسان معتقدند 85% خانواده ها ناهنجارند. بنابراین می بینی که خیلی هم شرایطت خاص نبوده. پدر و مادر من الکلی بودند. پدرم از من سوء استفاده می کرد. پدر و مادرم وقتی 6 ساله بودم از هم جدا شدند... منظورم این است که همه آدم ها کم و بیش در چنین شرایطی بزرگ شده اند. سؤال اصلی این است: الآن انتخاب تو چیست؟ چون تو یا می توانی روی ناهنجاری های گذشته ات تمرکز کنی یا روی چیزی که می خواهی. وقتی آدم روی چیزی که می خواهد تمرکز کند. چیزهایی که نمی خواهد مدام کوچک و کوچک تر، و چیزهایی که می خواهد لحظه به لحظه بزرگ و بزرگ تر می شوند تا سر انجام همه چیزهایی که نمی خواهد ناپدید می شوند."
پرنتیس مالفورد:
کسی که ذهنش را روی قسمت تاریک زندگی متمرکز کرده است، کسی که بارها بد شانسی و بدبختی و سرخوردگی های گذشته اش را تکرار کرده است در واقع دارد برای وقوع این بد شانسی ها و سرخوردگی ها در آینده نیز دعا می کند. اگر تو هیچ چیز جزء بد بختی در آینده نبینی، داری برای وقوع آن دعا می کنی و مطمئناً به آن خواهی رسید.
مایکل برناردبکویت:
"زیبایی قانون جذب این است که می توانی از همین جایی که هستی شروع کنی، می توانی شروع به «درست فکرکردن» کنی و می توانی در درونت موسیقی هماهنگی و شادی خلق کنی و قانون جذب شروع به پاسخ دادن به آن می کند."
دکتر جو وایتالی:
"سعی کن از همین الآن باورهای جدیدی را در خودت پرورش بدهی. باورهایی مثل: «همیشه بیشتر از اندازه کافی نعمت در این جهان وجود داره» یا «من پیر نمی شم. بلکه دارم روز به روز جوون تر می شم». با استفاده از قانون جذب می توانیم همه چیز را همانطور که می خواهیم خلق کنیم."
مایکل برناردبکویت:
"می توانی خودت را ازدست الگوهای معیوب موروثي، باورها و محدودیت های غلط فرهنگی و اجتماعی خلاص کنی و یک بار برای همیشه ثابت کنی که قدرت درون تو از قدرت کل دنیا بیشتر است."
خوب است هر وقت می گویی: «من...نیستم»، حواست به چیزی که می گویی باشد و در مورد آن فکر کنی چون داری آن ویژگی را خلق می کنی. همه این معلم ها روی قدرت و نیروی شگفت جمله «من...هستم» تأکید می کنند. وقتی می گویی «من...هستم» کلماتی
که بین این دو کلمه می آیند با نیرویی فوق العاده آن وضعیت یا موقعیت را احضار می کنند. با گفتن این جمله تو آن وضعیت را با قطعیت و به عنوان یک واقعیت اعلام می کنی. بنابراین وقتی می گویی «من خسته ام» «یا من ورشکسته هستم» یا «من مریضم» یا «من همیشه دیر می کنم» یا «من چاقم» یا «من پیرم» غول چراغ جادو سریع می گوید: «چشم ارباب، امر شما اطاعت می شود». حالا که این نکته را می دانی، فکر نمی کنی خوب است از همین لحظه شروع کنی و از قدرت جادویی کلمات «من...هستم» به نفع خودت استفاده کنی؟ مثلاً این جمله ها برای شروع چطور است: «من در حال رسیدن به همه چیزهای خوب هستم. من شاد هستم. من سرشار از برکت و نعمت هستم. من سالم هستم. من سرشار از عشق هستم. من همیشه وقت شناس هستم. من جوانی جاودان هستم. من هر روز سرشار از انرژی هستم.
چارلز هانل:
هیچ کاری نیست که قانون جذب نتواند برای تو انجام دهد. جرأت داشته باش و به ایده آل هایتایمان داشته باش و خواسته ات را به عنوان واقعیتی که از پیش به وقوع پیوسته است در نظر بگیر.
هنری فورد (1947- 1863) :
چه فکر کنی که می توانی و چه فکر کنی که نمی توانی، در دو حالت حق با توست!
مایکل برناردبکویت:
"این توانایی هیچ حد و مرزی دارد؟ مطلقاً خیر. ما موجوداتی نا محدودیم. ما هیچ سقفی و نهایتی نداریم. قابلیت ها و استعدادها، نعمت ها و قدرتی که در تک تک افراد این گروه خاکی وجود دارند بی حد و مرز هستند."
![]()
همه قدرت تو در این است که قدرتت با خبر باشی و بتوانی آن را در ضمیر خود آگاهت نگه داری. اما چطور می شود هوشیارتر شد؟ یک راه این است که یک لحظه توقف کنی و از خودت بپرسی: «الآن دارم به چه چیزی فکر کنم؟ الآن چه احساسی دارم؟» زمانی که از خودت سؤال می کنی، هوشیارتر هستی زیرا افکارت را در لحظه حال متمرکز کرده ای. مایکل برنارد بک ویت هشیاری نسبت به این نیرو را در این جمله خلاصه می کند: «یادت باشد که یادت نرود!» این کلمات ملودی هستند که در زندگی من مدام تکرار می شوند.
چارلز هانل :
راز واقعی قدرت این است که از قدرت آگاه باشی.
واقعیت این است که در تمام طول زندگی ات، جهان هستی در حال پاسخ دادن به تو بوده است ولی تو تا هوشیار نباشی نمی توانی آنها را دریافت کنی. به همه چیزهای دور و برت توجه کن زیرا در هر لحظه از روز در حال دریافت پاسخ هایت هستی. روش های دریافت پاسخ نا محدود هستند. ممکن است این پاسخ به شکل تیتر روزنامه ای باشد که توجهت را به خوش جلب می کند یا شنیدن نا خواسته صحبت های یک نفر یا یک آهنگ در رادیو، یا یک علامت و نوشته روی کامیونی که رد می شود یا یک الهام ناگهانی. یادت نرود که هوشیار باشی و در زمان حال حضور داشته باشی.
چارلز هانل :
حقیقت محض این است که «من»، کامل و بی نقص است. من واقعی موجودی معنوی و آسمانی است و بنابر این هرگز نمی تواند عیب و نقص داشته باشد، هرگز نمی تواند دچار کمبود، حد و مرز یا بیماری باشد.
راز تو ، راز و تو ، راز شما ، راز و شما ، راز از تو ، تو گذشته ات نیستی ، یک ذهن جهانی ، شعور نامحدود کائنات ، از افکارت آگاه باش ، رازی از تو ، فرکانس افکار تو ، موفقیت تو ، راز و موفقیت ، موفقیت با قانون جذب
![]()
برچسب:
نویسنده: پانی